سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
خداوند، دوست دارد به کارهای مباح عمل شود، همان گونه که دوست دارد به واجباتش عمل کنند .خداوند، مرا با دین راحت و آسان برانگیخت : دین ابراهیم . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]
خانه ویرایش و نگارش
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
»» صفت

 صفت:

دستور زبان فارسی

کلماتی که چگونگی و خصوصیات اسم را بیان می کنند و وابسته اسم باشند،صفت اند .

صفت از حیث مفهوم:

1- صفت بیانی :صفتی است که چگونگی و خصوصیات اسم را مانند قد،رنگ، جنس و... برساند .صفت بیانی خود برپنج نوع است :

ô     صفت ساده:صفتی است که تنها چگونگی وخصوصیات موصوف را بیان می کند. ویک جزء (تکواژ)دارد. مانند سیاه، سفید،

ô     صفت فاعلی:صفتی که بر کننده کار دلالت کند.

ساخت اقسام صفت فاعلی:

الف) بن مضارع + نده = گیرنده، خواننده.

ب) بن مضارع + ان = گریان،خندان.

ج) بن مضارع + ا = دانا، شنوا.

د)بن مضارع و بندرت بن مضارع + ار = خریدار، نمودار.

ه) بن مضارع یا مضارع + گار= آموزگار، پرهزگار.

و) اسم معنی و بندرت صفت یا بن فعل + گر= دادگری، رفتگر.

 ôصفت مفعولی: معمولا از بن ماضی+ کسره(ه)ساخته می شود: گرفته، شنیده

که آن را اسم مفعول نیز نامیده اند صفتی است که معنی مفعولیت دارد.یعنی کار بر آن واقع می شود.

ô   صفت نسبی: صفتی است که به کسی یا چیزی نسبت داده می شود و با افزودن پسوندهای" ی، ینه، گانه، و..." ساخته می شود.

ô صفت لیاقت: صفتی است که شایستگی و قابلیت موصوف را می رساندو با افزودن"ی" به آخر مصدر ساخته می شود.

اقسام صفت بیانی :

1- از لحاظ ساخت

الف)صفت ساده:خوب، عالی، تند، بد.  

  ب) صفت مرکب:ارجمند،گرانبها، خواننده

         پسوندهای صفت نسبی :ی (تهرانی)    ین(زرین)     ینه( زرّینه)      ان(بابکان)     انه(مردانه)     

انی(ظلمانی )     گان(گروگان)       گانه(جداگانه)     چی(تلفنچی)    ه(سه روزه)

   ôکلماتی مانند :جنگی (صفت نسبی دارای معنی فاعلی- ارسالی (صفت نسبی دارای معنی مفعولی).

  پسوندهای رنگ: گونه،گون،دیس، سار، وار، وش، آسا.

    پسوند لیاقت: ی(خوردنی، دیدنی).

     پسوند مبالغه: و(اخمو، شکمو).

    پسوند دارندگی:ور(اور(رنجور) آگین- گین- گن- مند- ناک

2-  اقسام صفت بیانی از لحاظ درجه ومقایسه :

       مطلق: مقایسه نمی کند: خوب،بلند، عالی.

       تفضیلی(مطلق+ تر):یکی را با یکی یا چند تا مقایسه می کند.بهتر،خوبتر

       صفت عالی (مطلق + ترین) : مقایسه یکی با همه است .بهترین،خوبترین

              2- صفت مرکب:از دو یا چند تکواژ مستقل تشکیل می شود.پابرهنه، پرآب، پاره پاره،

برخی از صفت های مرکب این گونه ساخته می شوند:

الف) از اسم وصفت(یاصفت +اسم) : سفیدپوست، بداخلاق.

ب) یک یا دو تکواژ مستقل + بن فعل: خودخواه، راهنما، دل گشا.

3- صفت مشتق:در ساختمان چنین صفتی یک تکواژ مستقل و دست کم یک "وند " وجود دارد : بی ادب .

برخی از صفت های مشتق این گونه ساخته می شوند:

الف)پیشوند + صفت یا اسم= ناپاک،ناهماهنگ، ناسپاس، نسننجیده.

ب) صفت+ پسوند = ویرانگر، روشنگر، صادقانه، خردمندانه.

ج) اسم+ پسوند= ابریشمی، بهاره، پاییزه، خانگی(صفت نسبی).

د) بن مضارع+  پسوند= بینا، زیبنده، گریان(صفت فاعلی).

ه) بن ماضی + پسوند= شکسته(مفعولی)،خریدار(فاعلی).

4- مشتق- مرکب:این نوع صفت هم مشتق است هم مرکب:

ناجوان مرد، حمایت کننده، هیچ کاره، چهارده ساله، ایرانی نژاد.

انواع صفت

1-صفت اشاره: کلمات این، آن، همین، همان، چنین، چنان، اینچنین و آنچنان

به تنهایی: ضمیرند و با اسم وجانشینان آن: صفت.

مانند:       این قلم را بردار.     این :صفت                           این را بردار.     این:ضمیر     

2- صفت پرسشی: کلمات چه، چگونه، چند، چندم، چندمین، کدام،کدامین

با اسم وجانشینان اسم: صفت و به تنهایی: ضمیرند.

مانند:     چه قلمی داری؟      چه:صفت                       چه داری؟   چه:ضمیر پرسشی

3- صفت مبهم: همه، فلان، بهمان، چند، چندم، چندمین، هیچ اند، دیگر، دگر، هر

  با اسم وجانشینان اسم: صفت و به تنهایی: ضمیرند.

مانند:      همه قلم ها را برداشتم.    همه:صفت        همه را برداشتم.    همه: ضمیر

نکته: "هر" هرگز به تنهایی نمی آید، با بعضی از کلمات ترکیب می شود: هرکه، هرچه، هرچندو...

4- صفت تعجبی: کلمات (چه و عجب) اگر در جمله همراه اسم یا ضمیر بیایند و تعجب گوینده را درباره آنها نشان دهند، صفت تعجبی هستند:

مانند: چه آدم خوبی است!  

نکته: این کلمات اگر در جمله وابسته به اسم و جانشینانش نباشند، قید یا ضمیرند.

مانند: چه زیبا می نویسد!   چه: قید                       چه ها بر سرش آوردند !    چهک ضمیر

ôنکته:این صفات( اشاره، مبهم، تعجبی، پرسشی) چون اغلب پیش از موصوف می آیند، صفت پیشین نام دارند.

5- صفت شمارشی(عددی):

الف) عدد اصلی :  یک، دو، صد، میلیون.

ب) عدد کسری: یک دهم، ده یک، ثلث، یک سوم.

ج) عدد ترتیبی:دوم، دومین، صدم، صدمین( کلمات نخست، نخستین، اول، اولین، آخر،آخرین هم صفت عددی ترتیبی اند).

د)عدد توزیعی: یک یک، یک به یک، یک دانه یک دانه، دو دو، دو به دو، دوتا دوتا.

نکته: صفات شمارشی، گاهی پیشین: ( دو کتاب) و گاهی پسین:(کتاب دوم) هستند.

6- صفت بیانی: بیان کننده حالتی از کلمه قبل از خود است:خوب، زیبا.



دیدگاه مخاطبان ()
» <خانه ویرایش> ( ..... )
»» ویرایش زبانی-ساختاری

2 ویرایش زبانی-ساختاری

2. 1 رفع خطاهای دستوری، ساختاری و جمله‌بندی؛ به عنوان مثال، در جمله «مایه افتخار من است که از تجربیات شما بهره‌مند و در کارهایم از آن‌ها استفاده کنم»، باید بعد از «بهره‌مند»، از فعل «شوم» استفاده کنیم؛ چون «بهره‌مند کنم»، معنایی ندارد. بنابراین یکی از هدف‌های ویرایش زبانی-ساختاری، جلوگیری از حذف بدون قرینه فعل‌ها در جمله است. به عنوان مثالی دیگر، می‌توان به کاربرد درست «را»ی مفعولی بعد از مفعول اشاره کرد.

2. 2 اصلاح انحراف از زبان معیار و یک‌دست کردن زبان نوشته؛

2. 3 ابهام‌زدایی از عبارت‌های نارسا، مبهم، متناقض، نامفهوم و عامیانه؛

2. 4 انتخاب برابرهای مناسب برای واژگان غیر فارسی، حذف واژگان، تعابیر و اصطلاحات و عبارت‌های تکراری و زائد، عامیانه، ناقص، نارسا، متضاد و متناقض؛

2. 5 کوتاه کردن جمله‌های طولانی؛

2. 6 ساده‌سازی و روان‌سازی متن از نظر جمله‌بندی؛

2. 7 گزینش واژگان فارسی و برابرهای مناسب.

 

راهنمای ویراستاری و درست نویسی، دکتر حسن ذوالفقاری



دیدگاه مخاطبان ()
» <خانه ویرایش> ( ..... )
»» واژگان زبان های دیگر در زبان فارسی

زبان فارسی مانند بیشتر زبان‌های زنده، آمیزش و دادوستدهایی با دیگر زبان‌ها داشته‌است.در طول تاریخ به علت قرار داشتن ایران در منطقه‌ای که کانون دادوستد فرهنگی و بازرگانی و حتی هدف جنگ‌های دائمی بوده‌است، زبان فارسی همیشه در حال تعامل با زبان‌های دیگر بوده‌است. در بین زبان‌های بیگانه، به خاطر رواج زبان عربی در جهان اسلام، بیشترین آمیزش با زبان عربی بوده‌است. برخی این آمیختگی با زبان ناهمشکل عربی (که برخلاف فارسی، صرفی و تحلیلی‌ست) را مایه پیچیدگی ناموزون دستور زبان فارسی (همچون 16 جمع شکسته اضافه و 14 باب فعلی) و نازایی در تولید واژگان تازه می‌دانند بگونه‌ای که مثلا واژگان جدید با استفاده از دستگاه واژگانی عربی ساخته می‌شوند.

زبان فارسی از زبان‌های بسیاری تأثیر پذیرفته‌است که از جمله می‌توان به زبان‌های زیر اشاره کرد:

    * 1 عربی    * 2 ترکی    * 3 مغولی    * 4 روسی    * 5 زبان فرانسوی

عربی

برهم‌کنش زبان‌های فارسی و عربی

زبان عربی بیشترین اثرگذاری را بر زبان پارسی داشته‌است به گونه‌ای که درصدی از واژه‌های پارسی نوین در برگیرنده واژه‌های وام گرفته شده از عربی می‌باشند. برخی منابع درصد 40 تا 50 درصد را برای این وامگیری یاد کرده‌اند (مرجع 1). بسته به اینکه کدام زمینه از کاربرد زبان پارسی را در نظر داشته باشیم، درصد وام‌واژه‌ها در آن ناهمسان است. برای نمونه شمار واژه‌های عربی در زبان گفتگوی روزانه با درصد آن واژه‌ها در یک خطبه روحانی ناهمسان است.

پس از ورود اسلام به ایران زبان عربی نفوذی گسترده در ایران پیدا کرد به گونه‌ای که بیشتر دانشمندان ایرانی چیرگی کافی به عربی داشتند. از این رهگذر واژه‌های عربی بسیاری به زبان پارسی وارد شد. بسیاری از واژه‌های عربی هنوز در زبان پارسی رایجند ولی درصد آنها با روندی کند رو به کاهش است.

عربی افزون بر سخت نمودن دستور پارسی[نیازمند منبع] و پرواژه‌تر کردن زبان پارسی، ایرانیان را با وزن‌های عروضی سروده‌های عربی آشنا نمود (البته بی گمان ایرانیان در کشف، گسترش و مدون کردن این اوزان پس از آشنایی ابتدایی با آنها، مستقل از ادبای عرب فعالیت نمودند و حتی نقشی بسیار بارزتر از اعراب در این زمینه داشتند).

این وزن‌ها ابزاری بسیار نیرومند را در دست شعرای پارسی‌زبان قرار داد که به همراه بهره‌گیری از واژه‌های تازه‌وارد شده عربی سروده‌های خود را با آسانی بسرایند و به کمک این ابزارها شعر پارسی رادر زمانی کوتاه به اوج برسانند.

با فروپاشی امپراتوری‌های عرب در سده‌های گذشته رفته‌رفته از نفوذ عربی در پارسی کاسته شد و واژه‌های کم کاربرد عربی کم‌کم به فراموشی سپرده شد. ولی انبوهی از واژه‌های عربی که آوایش پارسی یافته بودند هنوز هم در زبان پارسی وجود دارند.

ولی مهم‌ترین تأثیر زبان عربی در زبان پارسی نازا شدن دستگاه کارواژه‌های (فعل‌ها) ساده زبان پارسی بوده‌است. برای نمونه به جای آموزاندن، تعلیم دادن؛ به جای خوراندن، تغذیه کردن؛ به جای کوشیدن، سعی به عمل آوردن؛ به جای گردیدن، تغییر کردن؛ به جای برآمدن، طلوع کردن، روایی یافت. این به دلیل ورود اسم مصدرهای عربی بود که به ناچار با کارواژه‌های کردن، شدن، گردیدن، و نمودن همراه می‌شدند. بنابر این عادت بر آن شد که نخست از مصدرهای فارسی اسم مصدر بسازند و آن گاه آن اسم مصدر را به صورت ترکیبی درآورند، مانند کوشش کردن به جای کوشیدن؛ آموزش دادن، به جای آموزاندن؛ پرورش دادن، به جای پروریدن؛ مالش دادن، به جای مالیدن؛ کاوش کردن، به جای کاویدن.

کارواژه‌های مرکب، نازاست و واژه دیگری از آن نمی‌توان گرفت؛ حمام گرفتن، تجربه کردن، وابستگی داشتن، دل بریدن، طلاق دادن و تهمت زدن. ولی کارواژه‌های ساده هرزبان، چشمه‌های زاینده واژگان آن زبان است، زیرا از هر کارواژه ساده چندین واژه می‌توان برگرفت. ببینید از کارواژه‌های «ساختن»، چند واژه می‌توان ساخت؛ ساز، ساززن، سازنده، سازندگی، سازش، سازشکار، سازکار، سازگار، سازمند، سازمان، سازمانده، سازور، سازوار، سازوبرگ، سازه، سازیدن، ساخت، ساختار، ساختگی، ساختمان و آهنگساز. این یکی از بزرگ‌ترین زیان‌های عربی بر پارسی بود که بسیاری از کارواژه‌های زاینده را به فراموشی سپرد (سپوختن، آجیدن، فساییدن و لوغیدن، ویزیدن، آهنجیدن، آزرمیدن، آهیختن، انباردن و...)

ترکی

وام‌واژه‌های ترکی در فارسی

تأثیرپذیری زبان فارسی از زبان ترکی و در مقابل تأثیرگذاری زبان فارسی به ترکی در طی سده‌های متمادی در اثر همجواری این دو زبان در فلات ایران صورت گرفته. زبان ترکی که در مراحلی زبان شاهان و درباریان و لشکریان بوده در حوزه‌های خاصی تأثیرات لغوی و دستوری خاصی را به فارسی بخشیده و متقابلا از آن متأثر گشته‌است. واژه‌های چندی در حوزه آشپزی همچون اجاق، دلمه، بشقاب، قابلمه، قیمه، قورمه، بر گرفته از زبان ترکی هستند. در حوزه نظامی نیز لغات و ترکیباتی از قبیل یورتمه، گلنگدن، قنداق، قشون، چاتمه و یاغی نشانگر نقش این زبان در لشکر بوده. یکی از ترکیبات دستوری ترکی در زبان فارسی پسوند چی است که به معنی فاعل یک کار و یا دارنده شغل در اسامی همچون پستچی، تلفنچی و غیره می‌آید. یکی از نکات قابل توجه در تعامل زبان ترکی با فارسی، تلفظ حروف می‌باشد. از جمله حروفی که در تلفظ ترکها و پارسی‌ها مغایرت دارد، حرف ق می‌باشد. بنابرنظر دهخدا، کلماتی که دارای حرف ق هستند عمدتاً یا عربی هستند یا ترکی. در برخی گویش‌های فارسی از جمله فارسی معیار تهرانی تمایزی بین حرف ق و حرف غ در تلفظ وجود ندارد که این مسئله می‌تواند شنونده را دچار اشتباه کند. مثل: قریب به معنی نزدیک و غریب به معنی دور. در گذشته در فارسی تمایز بین حرف ق و حرف غ وجود داشته داشته‌است که این تمایز در برخی گویشهای امروزی از جمله گویش یزدی و گویشهای شرقی مانند فارسی افغانستان حفظ شده‌است. در ترکی آذربایجانی امروزی ق شبیه گ فارسی آوایش می‌شود. به همین شکل در برخی زبانهای ترک-تبار امروزی آوایش اولیه حرف ق حفظ شده‌است.

مغولی

فهرست واژگان مغولی واردشده به زبان فارسی

واژه‌هایی نظیر آقا، خان، خانم، چریک، کنکاش، چپاول، ایل، و یاغی از زبان مغولی وام گرفته شده‌اند.

روسی

فهرست وام‌واژه‌های روسی

در دوران معاصر و به خصوص پس آغاز روابط ایران و روسیه، زبان این کشور نیز به همراه سیاست روسیه بر زبان فارسی تأثیر گذاشت. بسیاری از محصولات جدید غرب از راه روسیه وارد ایران شدند و نام روسی را با خود به زبان فارسی آوردند. از نمونه واژه‌های روسی در زبان فارسی می‌توان به استکان، اسکناس، بنزین، ماشین (به معنای خودرو)، کالباس، سوسیس، چمدان، چرتکه، اشکاف، کاپوت، اتو، ساسات، ترمز، آپارات، و سماور اشاره نمود.

زبان فرانسوی

فهرست وام‌واژه‌های فرانسوی در فارسی

زبان فرانسوی برای مدت طولانی به عنوان زبان دیپلماتیک و بین‌المللی شناخته می‌شده‌است. پس از برقراری رابطه تجاری و فرهنگی بین ایران و فرانسه، آموزش زبان فرانسوی به عنوان زبان دوم و تحصیل دانشجویان ایرانی در دانشگاه‌های فرانسه، تعداد زیادی واژه از زبان فرانسوی به فارسی راه یافته‌است. دامنه و موضوع وام‌واژه‌های فرانسوی در زبان فارسی بسیار گسترده‌است و شامل واژگان سیاسی، آموزشی، صنعتی و ماشینی، و واژگان روزمره می‌شود. برخی از این واژه‌ها چنان با فارسی در آمیخته‌اند که بسیاری ممکن است از وام‌واژه بودن آنها بی‌اطلاع باشند. از میان واژه‌های فرانسوی که در زبان فارسی رایج است، می‌توان به اتوبوس، مینی‌بوس، مغازه، رفوزه، آسانسور، نمره، ژاندارمری، آژان، آژانس، اکیپ، ایده، انفورماتیک، کنفرانس، کنگره، تیره (خط تیره)، تابلو، کنکور، کوران، ویرگول، تلویزیون، تئاتر، توالت، مرسی (تشکر)، لابراتوار، دکوراسیون، مبل، مبلمان، مانتو، ژاکت، اورژانس، آمبولانس و راندمان - اشاره کرده.

در فارسی، بسیاری از کشورها و شهرهای جهان با نام فرانسوی‌شان شناخته می‌شوند، مانند رومانی، بلژیک، اتریش، آلمان، نروژ، سوئد، سوییس، فنلاند، کرواسی، لتونی، استونی، لیتوانی، ژاپن، مکزیک، شیلی، آرژانتین، واشنگتن (به‌جای واشینگتن)، بیرمنگهام (به جای بیرمینگهام)، و برلن (به جای برلین).

همچنین ماه‌های میلادی نیز با نام فرانسوی‌شان بکار می‌روند، مانند ژانویه، فوریه، مارس، آوریل و غیره.

بسیاری از واژگان و اصطلاحات ریاضی پراستفاده در فارسی وام‌گرفته از زبان فرانسوی هستند. از این دسته می‌توان به کروشه، گیومه، ایکس (X)، ایگرک (Y)، زد (Z)، پرانتز، ویرگول، پاراگراف، هاش (H)، انتگرال، ماتریس و فرمول اشاره کرد.



دیدگاه مخاطبان ()
» <خانه ویرایش> ( ..... )
»» فهرست یادداشت‏ ها

تهیه پاورپوینت
https://t.me/vnts09191515288
https://t.me/vnts09191515288
خدمات خانه ویرایش و نگارش
نکاتی درباره ویرایش از استاد موگهی
ترجمه فارسی انگلیسی اردو فرانسه ایتالیایی
برابر برخی واژه های سینما و تئاتر 2
برابر برخی واژه های سینما و تئاتر1
معنای واژه
معادل کلمات
برابرهای فارسی
برابرفارسی برند، گارانتی، کژوآل، مرجوع
خشوو - خشو
2. آخه چرا؟؟؟؟!!!!!! چرا باید با دستور خط آشنا شویم؟
1. تعریف دستور خط فارسی
[همه عناوین(57)][عناوین آرشیوشده]

>> بازدید امروز: 34
>> بازدید دیروز: 58
>> مجموع بازدیدها: 137439
» درباره من

خانه ویرایش و نگارش
احمد رمضانی
خانه ویرایش و نگارش 288-1515-0919 gt.adineh@gmail.com کانال تلگرام: https://t.me/vnts09191515288

» فهرست موضوعی یادداشت ‏ها
ویرایش[21] . ویراستار[9] . اساتید ویرایش[7] . ویراستاری[5] . دستور زبان فارسی[4] . ویرایش فنی(صوری)[4] . ویرایش زبانی-ساختاری[4] . دستور خط فارسی[2] . بازنویسی[2] . مشاغل خانگی[2] . معاصم . معرفی مرکز . معرفی کتاب . معنای لغت . منابع مطالعاتی ویرایش/ویراستاری . نرخ نامه . نقدکتاب . نمونه خوانی . پاورپوینت . پرورش مطلب . تعریف دستور خط فارسی . تلخیص کتاب . خلاصه نویسی . انواع ویرایش . آموزش مجازی . ویرایش صوری . ویرایش فنی . ویرایش محتوایی . ویرایش نگارشی . کارمزد . دعوت به همکاری . زرتشتی . زردشتی . ساخت پاورپوینت . سیر مطالعاتی ویراستاری/ ویرایش . سیر مطالعاتی ویرایش و درست‌نویسی . ویرایش ادبی . ویرایش زبانی . ادبیات فارسی[-3] .
» بایگانی مطالب
کلیات
ویرایش فنّی (ویرایش صوری)
ویرایش زبانی - ساختاری
ویرایش تخصصی(علمی/محتوایی)
معرفی اساتید ویراستاری
معرفی کتاب و پایگاه های فضای مجازی
نقد و نظر-گفتگو
متفرقه

» نماد تارنما


» نشانی دوستان

» صفحات اختصاصی
سرای طنز

» طراح قالب