سفارش تبلیغ
صبا
هرکس بسیار به درس و مباحثه علم بپردازد، آنچه را فرا گرفته از یاد نبرد وآنچه را ندانسته فرا گیرد . [امام علی علیه السلام]
خانه ویرایش و نگارش
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
»» خشوو - خشو

خشو - خشوو: مادر خانم.

خراسان رضوی

مشهدی ها

تربت جام

حیدریه

تایباد

و...

اکثر شهرهای خراسان با این واژه آشنا هستن



دیدگاه مخاطبان ()
» <خانه ویرایش> ( ..... )
»» 2. آخه چرا؟؟؟؟!!!!!! چرا باید با دستور خط آشنا شویم؟

2. چرا باید با دستور خط آشنا شویم؟ آخه چرا؟؟؟؟!!!!!!

 

? [هر] خطّى باید قواعد و ضوابطى معلوم و مدوّن داشته‌باشد تا همگان، با رعایت آن‌ها، هویت خط را تثبیت کنند و محفوظ دارند.

 

? تدوین مجموعه? قواعد و ضوابط خطّ فارسى، مخصوصاً در سال‌هاى اخیر که استفاده از رایانه در عرصه? ‌خط و زبان روزافزون شده و حروف‌نگارى و صفحه‌آرایى و ویرایش و نمونه‌خوانى و تهیه?‌ نمایه و کارهاى بسیار دیگرى در حوزه?‌ نگارش و چاپ بر عهده?‌ رایانه قرار گرفته، و در نتیجه دایره?‌ شاغلان به امر چاپ و تکثیر از حلقه?‌ متخصّصان سنّتى این فن بسى فراتر رفته و فراخ‌تر شده، ضرورت و اهمیت بیشترى پیدا کرده است، چنان‌‌که نگرانى از خطر بروز تشتّت و اِعمال سلیقه‌هاى مختلف و متضاد نیز نسبت به گذشته افزایش یافته است.

 

منبع: تارنمای فرهنگستان زبان و ادب فارسی.



دیدگاه مخاطبان ()
» <خانه ویرایش> ( ..... )
»» 1. تعریف دستور خط فارسی

ویراستاری

 

 

1. تعریف دستور خط

 

خط چهره مکتوب زبان است و همان‌گونه که زبان از مجموعه اصول و قواعدى به نام «دستور زبان» پیروى مى‌کند، خط نیز باید پیرو اصول و ضوابطى باشد که ما مجموع آن اصول و ضوابط را «دستور خط» نامیده‌ایم.

 

منبع: تارنمای فرهنگستان زبان و ادب فارسی



دیدگاه مخاطبان ()
» <خانه ویرایش> ( ..... )
»» معنای واژه معاصم

واژه: معاصم

رشته: لغت تخصصی فقه و اصول

معنا: محل قرار گرفتن دستبند بر روی دست.



دیدگاه مخاطبان ()
» <خانه ویرایش> ( ..... )
»» زردشتی/زرتشتی

زرتشتی و زردشتی و مشتقات آنها، هر دو کاریرد دارند؛ ولی بیشتر از زرتشتی استفاده می شود و بهتر است.



دیدگاه مخاطبان ()
» <خانه ویرایش> ( ..... )
»» منابع ویرایش و نگارش /سیر مطالعاتی ویرایش و درست نویسی

منابع مطالعاتی ویرایش/ویراستاری و نگارش/نویسندگی
در میان این فهرست بلند بالا از کتاب‌های ویرایش و ویراستاری کتاب «راهنمای نگارش و ویرایش» محمدجعفر یاحقی با 28 بار تجدید چاپ همچنان پیشتاز است.

 

 

در میان این فهرست بلند بالا از کتاب‌های ویرایش و ویراستاری کتاب «راهنمای نگارش و ویرایش» محمدجعفر یاحقی با 28 بار تجدید چاپ همچنان پیشتاز است و نشان می‌دهد توافق بیشتر و البته پذیرش بیشتری میان ناشران یا کارشناسان این حوزه یا دانش آموختگان زبان و ادبیات فارسی درباره این کتاب وجود داد.

 

1. آئین نگارش و ویرایش- ناصر جان‌نثاری - دژنپشت -چاپ 1 سال 1384

2. آئین نگارش و ویرایش- ابراهیم واشقانی‌فراهانی - فردوس - چاپ 1 سال 1390

3. آئین نگارش و ویرایش 2 (ویرایش) (رشته زبان و ادبیات فارسی) علی‌محمد پشت‌دار؛ ویراستار:علی ابوالحسنی -دانشگاه پیام نور - تا سال 89 ، 13 بار تجدید چاپ با شمارگارن بین 6هزار تا 10هزار نسخه

4. آئین‌نگارش و ویرایش یک- ابراهیم رنجبر - پویای دانش - چاپ 3 سال 1384

5. آیین نگارش و ویرایش "1 و 2" ویژه رشته‌های ادبیات فارسی و عمومی دانشگاه‌ها- سیداحمد حسینی‌کازرونی؛ سیدجعفر حمیدی؛ حبیب تبرا - ارمغان

6. آیین نگارش و ویرایش مکاتبات اداری- احمد محسنی؛ ویراستار:مهدی آقامرادی چاپ 2 سال 1389

7. آیین نگارش و ویرایش: شامل تاریخچه مختصر تحول زبان فارسی، شیوه خط فارسی (رسم الخط)- نظام‌الدین نوری - زهره - چاپ 5 سال 1379

8. آیین ویرایش، گردآورنده: شاهرخ حکمت - دانشگاه آزاد اسلامی (واحد اراک) - چاپ 1 سال 1391

9. آیین‌ نگارش و ویرایش "راهنمای کتاب‌نویسی، گزارش‌نویسی، مدخل‌نویسی، چکیده‌نویسی، داستان‌نویسی، رمان‌نویسی، ..." قاسم صافی - ارسباران - چاپ 6 سال 1391

10. آیین‌نگارش و ویرایش برای متون علمی، اداری، مطبوعاتی - امیر چناری - زوار - چاپ 1 سال 1389

11. آیین‌نگارش و ویرایش: شامل تاریخچه مختصر تحول زبان فارسی، شیوه خط فارسی (رسم الخط) نظام‌الدین نوری - زهره - چاپ 4 سال 1376

12. اصول نگارش ساده فارسی (برای عرب زبانها)- غلامحسین غلامحسین‌زاده؛ فاطمه هادی بخیت - سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)، مرکز تحقیق و توسعه علوم انسانی - چاپ 1 سال 1390

13.  املاء، نشانه‌گذاری، ویرایش خسرو فرشیدورد؛ مصحح:خلیل خطیب‌رهبر - صفی‌ علیشاه - چاپ 2 سال 1375

14.  انواع ویرایش (شیوه ویرایش‌های علمی / محتوایی، ساختاری، نگارشی / ادبی و فنی) ابوالفضل طریقه‌دار - موسسه ‌بوستان‌ کتاب ‌قم - چاپ 3 سال 1388

15.  بازاندیشی در مباحثی از نشر و ویرایش عبدالحسین آذرنگ - ققنوس - چاپ 1 سال 1384

16.  بهنویسی: راهنمای درست‌نویسی و ویرایش متن - مهدی ملک‌ثابت - دانشگاه یزد - چاپ 1 سال 1390

17.  پرنیان هفت رنگ (برگزیده متون ادب فارسی و راهنمای نگارش و ویرایش) رحیم سلامت‌آذر؛ صدرا قائد‌علی - پیام کوثر -چاپ 1 سال 1387

18. چند نوشتار و گفتار در نشر کتاب و ویرایش عبدالحسین آذرنگ - ققنوس - چاپ 1 سال 1381

19.  خدمات ویرایش علمی و ادبی تدوین: سازمان همیاری اشتغال دانش‌آموختگان (جهاد دانشگاهی) - موسسه کار و تامین اجتماعی - چاپ 1 سال 1390

20. در قلمرو نشر، ویرایش و دانشنامه‌نگاری عبدالحسین آذرنگ - ققنوس - چاپ 1 سال 1382

21. درباره ویرایش و ترجمه (ویراست نو، همراه با 7 "پیوست") امیرجلال‌الدین اعلم - موسسه‌ انتشارات‌ امیرکبیر - چاپ 1 سال 1387

22. درباره ویرایش: برگزیده مقاله‌های نشر دانش (1) نصرالله پورجوادی - مرکزنشردانشگاهی - چاپ 3 سال 1375

23.  راهنمای عملی ویرایش سانجای‌کومار کائوشیک؛ مترجم:علی مرادمند - سازمان‌ مطالعه ‌و تدوین‌ کتب‌ علوم ‌انسانی ‌دانشگاهها (سمت) - چاپ 1 سال 1387

24.  راهنمای نگارش و ویرایش با افزوده‌ها و تغییرات بنیادین محمدجعفر یاحقی؛ محمدمهدی ناصح - به نشر - چاپ 28 سال 1390

25. راهنمای نگارش و ویرایش شامل: تاریخچه مختصر تحول زبان فارسی، شیوه خط فارسی، قواعد و ضوابط ... نظام‌الدین نوری‌کوتنابی - زهره - چاپ 1 سال 1371

26. راهنمای نویسنده ویراستار ایرج جهانشاهی - شورای کتاب کودک - چاپ 1 سال 1361

27.  راهنمای ویرایش، غلامحسین غلامحسین‌زاده - سازمان‌ مطالعه ‌و تدوین‌ کتب‌ علوم ‌انسانی ‌دانشگاهها (سمت) -چاپ 8 سال 1391

28. راهنمای ویرایش و درست‌نویسی در مطبوعات، حمیدرضا نویدی‌مهر(نگهبان) - قدس رضوی - چاپ 1 سال 1388

29.  راههای درست‌نویسی و ویراستاری درباره: خط و زبان فارسی، ویرایش و ویراستاری، وظایف ویراستار، راههای درست‌نویسی و ویرایش، ... گردآورنده:ابوالفتح قهرمانی - موسسه‌ فرهنگی ‌منادی‌ تربیت - چاپ 1 سال 1384

30. رهنمودهایی برای ویرایش و نشر کتاب سیدابوطالب فنایی؛ سارا سلامی - راهبرد - چاپ 1 سال 1374

31. شیوه‌نامه تالیف، ترجمه و ویرایش کتابهای پزشکی شاهرخ طهمورس‌زاده؛ حسام‌الدین ریاحی؛ سارا پورسعادتی - تیمورزاده،طبیب - چاپ 1 سال 1384

32. شیوه‌نامه ویرایش: اصول ویرایش و نشر، محمدرضا محمدی‌فر - وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات (در7جلد ) - جلد 1 - چاپ 4 سال 1387

33. شیوه‌نامه ویرایش: کالبدشناسی کتاب محمدرضا محمدی‌فر - وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات - (در7جلد ) - جلد 2 -چاپ 4 سال 1387

34. شیوه‌نامه ویرایش: نگارش محمدرضا محمدی‌فر - وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات - (در7جلد ) - جلد 3 - چاپ 4 سال 1387

35. شیوه‌نامه ویرایش: رسم‌الخط فارسی محمدرضا محمدی‌فر - وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات (در7جلد ) - جلد 4 - چاپ 4 سال 1387

36. شیوه‌نامه ویرایش: نقطه‌گذاری محمدرضا محمدی‌فر - وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات - (در7جلد ) - جلد 5 - چاپ 3 سال 1385

37.  شیوه‌نامه ویرایش: تولید کتاب -محمدرضا محمدی‌فر - وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات (در7جلد ) - جلد 6 -چاپ 3 سال 1385

38. شیوه‌نامه ویرایش: شیوه‌نامه وب- محمدرضا محمدی‌فر - وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات - (در7جلد ) - جلد 7 - چاپ 2 سال 1385

39. شیوه‌نامه‌ی انتشارات کاراپیام: راهنمای نگارش و ویرایش کتاب تدوین:فریدون فروتن - کاراپیام - چاپ 1 سال 1386

40. گزارش‌نویسی: نگارش، ویرایش و پژوهش: با تجدیدنظری فراگیر در زمینه‌های نشانه‌گذاری، شیوه خط فارسی، پایان‌نامه‌نویسی، ویراستاری، انواع گزارش مهدی ماحوزی - زوار - چاپ 14 سال 1388

41. مصائب آقای ویراستار محسن باغبانی؛ ویراستار:محمدحسن حبیبی - قطره - چاپ 1 سال 1390

42.  نسخه‌پردازی و نشر: نکته‌های کلیدی درباره‌ی ویرایش و نشر محمد سیداخلاقی - قصیده - چاپ 2 سال 1390

43.  نشر و انقلابی در راه: همراه با گفتاری چند در زمینه دانشنامه‌نگاری و ویرایش عبدالحسین آذرنگ - موسسه فرهنگی هنری جهان کتاب - چاپ 1 سال 1389

44.  نکته‌های ویرایش علی صلحجو - نشر مرکز - چاپ 3 سال 1389

45.  نگارش مقدماتی زبان فارسی- غلامحسین غلامحسین‌زاده - سازمان‌ مطالعه ‌و تدوین‌ کتب‌ علوم ‌انسانی ‌دانشگاهها (سمت) -چاپ 2 سال 1391

46. نگارش و ویرایش احمد سمیعی - سازمان‌ مطالعه ‌و تدوین‌ کتب‌ علوم ‌انسانی ‌دانشگاهها (سمت) - چاپ 11 سال 1390

47. هنر ویرایش: گفت و گو با رابرت گاتلیب لاریسا مک‌فارکر؛ مترجم:مژده دقیقی؛ مترجم:احمد کسائی‌پور - کارنامه - چاپ 1 سال 1375

48.  ویرایش از زبان ویراستاران: آنچه نویسندگان باید درباره کار ویراستاران بدانند مترجم:رزا افتخاری؛ مترجم:مژده دقیقی؛ مترجم:مژگان عبدالهی - کتاب مهناز - چاپ 1 سال 1389

49.  ویرایش در رسانه‌ها ویراستار:حسین سنماری - موسسه انتشاراتی روزنامه ایران - چاپ 1 سال 1384

50. ویرایش زبانی برای زبان نوشتاری فارسی امروز- غلامرضا ارژنگ - نشر قطره - چاپ 1 سال 1390

51.  ویرایش فارسی- محمودعلی‌اف خضرایی – محمود علی‌اف‌خضرایی - چاپ 1 سال 1389

52.  ویرایش فنی "صفحه‌آرایی و آماده‌سازی متون چاپی" آتوما فروهی - ری‌را - چاپ 1 سال 1388

53. ویرایش فنی- ابوالفضل طریقه دار – چاپ 1 -1391

54.  ویرایش و پیشینه آن - آتوما فروهی - ری‌را -چاپ 1 سال 1388

55.  ویراستار انگلیسی خود باشید B. Mendelssohn؛ B.A.؛ مترجم:منیژه نکویی - طلایه - چاپ 1 سال 1370

56. ویراستار یک دقیقه‌ای: آموزش ویرایش برای همه- کاظم عابدینی‌مطلق - آفرینه، فراگفت، توسعه قلم، بحارالانوار -چاپ 1 سال 1390

57. مسئله درست و غلط، نگارش و ویرایش در زبان فارسی/ دکتر خسرو فرشیدورد
58. املاء، نشانه گذاری، ویرایش/ دکتر خسرو فرشیدورد 

 

 

منبع: فارس نیوز  و.....

 

 

----------------------------------

سیر مطالعاتی ویرایش و درست‌نویسی

 

کوتاه ترین سیر پیشنهادی:

 

دستور خط فرهنگستان

ویرایش و نگارش سمعیی 

غلط ننویسیم ابوالحسن نجفی

 

پایدار باشید. اگر سوالی داشتید در تلگرام در خدمتم: 09191515288 رمضانی



دیدگاه مخاطبان ()
» <خانه ویرایش> ( ..... )
»» واژه هایى با چند صورت املایى 1

صورت‌هاى املایى*
ضبط مختار
آ/ا
 
آزوقه/ آذوقه
آذوقه
آروغ/ آروق
آروغ

اتاق/ اطاق
اتاق
اتو/ اطو
اتو/ اطو


اسطبل/ اصطبل
اسطبل
اسطرلاب/ اصطرلاب
اسطرلاب

افسنتین/ افسنطین
افسنتین
اَلَم‌شنگه/ عَلَم‌شنگه
اَلَم‌شنگه

امپراتور/ امپراطور
امپراتور
امپراتریس/ امپراطریس
امپراتریس
اُتراق/ اطراق
اُتراق
 
ب
 
باباغورى/ باباقورى
باباغورى
باترى/ باطرى
باترى/ باطرى

باتلاق/ باطلاق
باتلاق
باجناغ/ باجناق
باجناغ

بغچه/ بقچه
بغچه/ بقچه
بلغور/ بلقور
بلغور
بلیت/ بلیط
بلیت
 
پ
 
پاتوق/ پاتوغ
پاتوق
 
ت
 
ترق‌وتوروق/ تاراغ‌وتوروغ
ترق‌وتوروق
تارم/ طارم
طارم

تنبور/ طنبور
تنبور
تاس/ طاس
طاس

تاس‌کباب/ طاس‌کباب
طاس‌کباب
تاغ/ تاق (نام درختچه)
تاغ

تاق/ طاق
طاق
تاق/ طاق (در مقابل جفت)
تاق

تاقدیس/ طاقدیس
طاقدیس
تالار/ طالار
تالار

تاول/ طاول
تاول
تایر/ طایر (چرخ‌ماشین)
تایر

تباشیر/ طباشیر
تباشیر
تبرخون/ طبرخون
تبرخون/ طبرخون

تبرزد/ طبرزد
تبرزد/ طبرزد
تبرزین/ طبرزین
تبرزین

تپانچه/ طپانچه
تپانچه
تپیدن/ طپیدن
تپیدن
تُپق/ طُپق/ تُپغ
تُپُق
تُتماج/ طُطماج (نام نوعى آش)
تُتماج

تراز/ طراز
تراز (= ترازِ آبى)
تراز/ طراز
طراز (= نگارِ جامه)
(همچنین در عبارتى مثل «طراز اول» به معناى «داراى مقام اول») هم‌تراز و هم‌طراز هر دو صحیح است.

ترخون/ طرخون
ترخون
ترقّه/ طرقّه
ترقّه

تشت/ طشت
تشت/ طشت
تغار/ طغار
تغار

توبیقا/ طوبیقا
طوبیقا
توفان/ طوفان
توفان/ طوفان
 
چ
 
چارق/ چارغ
چارق
چلغوز/ چلقوز
چلغوز
 
خ
 
ختمى/ خطمى (گُل)
خطمی
 
 



دیدگاه مخاطبان ()
» <خانه ویرایش> ( ..... )
»» واژه هایى با چند صورت املایى 2

ز
 
زغال/ ذغال
زغال
 
 غ
 
غلتیدن/ غلطیدن
غلتیدن
(همچنین مشتقات آن مثل «غلتان»، «غلتک»، «بام غلتان»)
 ق
 
قاتى/ قاطی
قاتى
قاروقور/ غاروغور
قاروقور
قباد/ غباد (نام ماهى)
قباد
قدّاره/ غدّاره
قدّاره
قُدقُد/ غُدغُد
قُدقُد
قدغن/ غدغن/ غدقن
غدغن
قراقروت/ قراقروط
قراقروت
قرتى/ غرتی
قرتى
قرشمال/ غرشمال
قرشمال
قُرُق/ غُرُق
قُرُق
قرمه/ غرمه/ قورمه
قورمه
قروش/ غروش
قروش
قَزقان/ قَزغان
(گونه‌هاى دیگر: قازغان/ قازقان، غزغن/ قزغن)
قَزقان
قشقرق/ غشغرق
قشقرق
قشلاق/ قشلاغ
(گونه‌هاى دیگر: قیشلاق/ قیشلاغ)
قشلاق
قُلُپ/ غُلُپ
قُلپ
قلنبه/ غلنبه
قلنبه
قورباغه/ غورباغه
قورباغه
قورت/ غورت
قورت
قِیقاج/ غِیقاج
قِیقاج
قِیماق/ قِیماغ
قِیماق
 
ل
 
لاتارى/ لاطاری
لاتارى
لق/ لغ
لق
لق‌ولوق/ لغ‌ولوغ
لق‌ولوق
لق‌لق/ لغ‌لغ
لق‌لق
لوطى/ لوتى
لوطى
 
م
 
ملات/ ملاط
ملاط
 
ن
 
ناسور/ ناصور
ناسور
نسطورى/ نستورى
نسطورى
نِق‌نِق/ نِغ‌نِغ
نِق‌نِق
نفتالین/ نفطالین
نفتالین
 
و
 
ورغُلُمبیدن/ ورقُلُمبیدن
ورقُلُمبیدن
وَق‌وَق/ وَغ‌وَغ
وَغ‌وَغ
 
ه
 
هلیم/ حلیم
حلیم
هوله/ حوله
حوله
هیز/ حیز
هیز
 
ى
 
یاتاقان/ یاطاقان
یاتاقان
یالقوز/ یالغوز
یالقوز
یرقه/ یرغه/ یورقه/ یورغه
یورغه
یغور/ یقور
یغور


دیدگاه مخاطبان ()
» <خانه ویرایش> ( ..... )
»» فهرست اَعلام داراى دو یا چند صورت املایى با ضبط مختار

 فهرست اَعلام داراى دو یا چند صورت املایى با ضبط مختار
صورت‌هاى املایى
ضبط مختار
 
آ/ ا
 
آغاخان/ آقاخان
آقاخان
آغاجرى/ آقاجرى
آغاجرى
آلاداغ/ آلاداق
آلاداغ
اُترار/ اُطرار
اُترار
اتریش/ اطریش
اتریش
استهبانات/ اسطهبانات/ اصطهبانات
اصطهبانات1
استخر/ اسطخر/ اصطخر
استخر/ اسطخر
ایتالیا/ ایطالیا
ایتالیا
ایذه/ ایزه
ایذه
 
ب
 
باتوم/ باطوم
باطوم
بوذرجمهر/ بوزرجمهر
بوزرجمهر
 
پ
 
پتر کبیر/ پطر کبیر
پتر کبیر
پترزبورگ/ پطرزبورگ
پترزبورگ
 
ت
 
تائیس/ طائیس
تائیس
تاب/ طاب
(نام رودى که از کهکیلویه سرچشمه مى‌گیرد)
تاب
تارم/ طارم
طارم
تالش/ طالش
تالش/ طالش
تایباد/ طایباد
تایباد
تَبَرک/ طَبَرک
تَبَرک
تپور/ طپور
تپور
تخار/ طخار
تخار/ طخار
تخارستان/ طخارستان
تخارستان/ طخارستان
ترابلس/ طرابلس
طرابلس
ترشیز/ طرشیز
ترشیز
ترقبه/ طرقبه
ترقبه/ طرقبه*
تسوج/ طسوج
تسوج*/ طسوج
توالش/ طوالش
توالش/ طوالش*
توس/ طوس
توس/ طوس*
توسى/ طوسى
طوسى
(طوسى وقتى اسم یا لقب باشد، مانند خواجه نصیرالدّین طوسى، فردوسى طوسى، همیشه با «ط» مى‌آید.)
تهماسب/ طهماسب
تهماسب/ طهماسب
تهمورث/ طهمورث
تهمورث/ طهمورث
تیسفون/ طیسفون
تیسفون
 
ج
 
جابلسا/ جابلصا
جابلسا
 
خ
 
ختا/ خطا
ختا
خواف/ خاف
خاف
 
ز
 
زنون/ ذنن
زنون
 
س
 
ساوجبلاغ/ ساوجبلاق
ساوجبلاغ
سُغد/ صُغد
سُغد
سقلاب/ صقلاب
سقلاب/ صقلاب
 
ش
 
شبورغان/ شبورقان
شبورغان
 
 
ق
 
قباد/ غباد
قباد
قَرلغ/ قَرلق
قَرلق
قره‌آغاج/ قره‌آقاج
قره‌آغاج
 
ک
 
کیقباد/ کیغباد
کیقباد
 
ل
 
لوت/ لوط (کویر)
لوت
لوت/ لوط (قوم)
لوط
  


دیدگاه مخاطبان ()
» <خانه ویرایش> ( ..... )
»» دستور زبان فارسی 2

4- کنایات

تعریف: کنایات جمع کنایه است و آن عبارتند از کلمه هایی که معنی آنها پوشیده است و برای دانستن معنی آنها به کلمه های دیگری بنام قرینه نیازمندیم. کنایات پنج دسته است: 1- ضمیر 2- اسم اشاره (صفت اشاره)  3- موصول  4- مبهمات و 5- ادوات پرسش .

4-1- ضمیر:

ضمیرکلمه ایست که بجای اسم می نشیند تا نیازی به تکرار اسم نباشد. مثال: یک نفر نیست که از مهتر من بپرسد به چه دلیل  تصور می کند ما بی اطلاع و بی شعور خلق شده ایم و به کدام حق هر وقت به یک نفر انسان می خواهند نسبت احمق بدهند او را به ما تشبیه می کنند(خاطرات یک الاغ). در این مثال به کلماتی مانند ما و من ضمیر گفته می شود و به اسمی که ضمیر به جای آن قرار گرفته است مرجع ضمیر گفته می شود.

مرجع ضمیراغلب قبل از ضمیر آورده می شود و در ضمن باید معلوم و روشن باشد تا اشتباهی رخ ندهد. برای نمونه اگر گفته شود: پرویز و سهیلا را در خیابان دیدم و از او گله کردم معلوم نیست ضمیر او به پرویز بر می گردد یا به سهیلا. گاهی اتفاق می افتد که مرجع ضمیر یک کلمه ی معین نیست بلکه به نتیجه و معنای جمله ی قبل بر میگردد. مثال: تندرستی بهترین نعمتها می باشد و آن در نزد خردمندان آشکار است.

اقسام ضمیر:      

الف- ضمیر شخصی: آن است که بر گوینده و شنونده و کسی که ازاو سخن به میان است دلالت نماید. گوینده ی سخن را اول شخص- شنونده یا مخاطب را دوم شخص و کسی که از او سخن به میان است ولی روی سخن به او نیست را غایب یا سوم شخص می گویند. این سه شخص یا مفردند یا جمع.  ضمیر شخصی خود بر دو گونه است :           

-ضمیر شخصی منفصل (گسسته): ضمیر شخصی وقتی به تنهایی گفته شود و به کلمه ی دیگری پیش از خود متصل نگردد آنرا ضمیر شخصی منفصل می نامند. مثال: من، تو، او، ما، شما ، ایشان ( آنها)

-ضمیر شخصی متصل: هرگاه ضمیر شخصی تنها گفته نشود و به کلمه ی پیش از خود وصل شود آنرا ضمیر شخصی متصل گویند. این نوع ضمیر باز خود بر دو قسم است: ضمیر متصل که فقط به فعل متصل می شود و بصورت فاعل آن فعل در می آید و به آن ضمیر متصل فاعلی گفته می شود. ضمیرهای متصل فاعلی عبارتند از: م، ی، د، یم، ید، ند، مثال: می نویسم، می نویسی، می گوید، می خوانیم، می شنوید، می روند.

نوع دیگر که هم به فعل و هم به اسم متصل می گردند و دو حالت یا نقش  در جمله پیدا می کنند.1- حالت مفعولی 2– حالت اضافه: اینگونه ضمیر هرگز نمی تواند فاعل قرار گیرد. ضمایر این گروه عبارتند از: م، ت، ش، مان، تان، شان. مثال: می زندم- می بینمت- می گویدش- کتابمان – خواهرتان- لباسشان. درمثال زیر ضمیرهای متصل در حالت مفعولی به کار رفته اند:

بنال بلبل اگر با منت سر یاری است /  که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاریست

هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید/ تا ندیده است ترا بر منش انکاری هست

چرا زکوی خرابات روی بر تابم / کزین بهم  به جهان هیچ رسم و راهی نیست

یک آقایی که کیف چرمی قهوه ای زیر بغلش بود و عینک رنگی زده بود گفت:" مگر می توان حیوان را اینطور بیرونش آورد؟ شماها باید چند نفر بشین و تمام هیکل بلندش کنید و بزاریدش تو پیاده رو...

و در نمونه های زیر نقش اضافه (مضاف الیه ) دارند:

دوش می گفت که فردا بدهم کام دلت/ سببی ساز خدایا که پشیمان نشود

شخصم به چشم عالمیان خوب منظر است/ وز خبث باطنم سرخجلت فتاده پیش

صدق دعوی تو از نور جبینت پیداست / منکر کوردلی شیوه ی انکار گرفت

 ب- ضمیر اشاره: به این و آن  ضمیر اشاره گفته می شود زیرا کسی یا چیزی را بوسیله این دو کلمه نشان می دهند. مثال: بر مال و جمال خویش غره مشو آن را به شبی برند و این را به تبی. توانگر فاسق کلوخ زراندود است و درویش صالح، شاهد خاک آلود، این دلق موسی است مرقع و آن ریش فرعون مرصع. معمولا این برای اشاره به نزدیک وآن  برای اشاره به دور به کار می رود. این و آن در موقع جمع بصورت اینان- آنان- اینها و آنها بکار می روند.

نکته

 ضمیر باید دارای مرجعی باشد یعنی قبلا اسمی ذکر گردیده باشد و در جای دیگر بجای آن اسم ضمیر این یا آن قرار گرفته باشد. بنابراین اگر مثلا چیزی روی میز است و شما با اشاره به آن چیز از کسی می خواهید که آن را یا این را بردار، چون این و آن جای اسم قرار نگرفته است ضمیر اشاره نیستند.

ج- ضمیر مشترک: کلمه های خود- خویش وخویشتن را ضمایرمشترک گویند. و بدین جهت آنها را مشترک گفته اند که برای اول شخص، دوم شخص و سوم شخص به یک صورت  بکار برده می شوند. مثال: شما خودتان دیده اید- ما خودمان شنیده ایم-

تو چون خود کنی اختر خویش را بد/  مدار ازفلک چشم نیک اختری را

توانگرا  دل درویش خود بدست آور/  که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند

4-2- اسم اشاره

 اگر این و آن همراه اسم آورده شوند آنرا اسم اشاره گویند. ولی اگر فقط جای اسم بنشنند ضمیر اشاره نامیده می شوند. مثال: این پسر از آن دختر قوی تر است. ولی در این مثال: سوسن و محمد خواهر و برادرند اما این از آن با هوشتر است، این و آن ضمیرند چون بجای سوسن و محمد (اسم) قرار گرفته اند. و گاهی این و آن نه با اسم( اسم اشاره) و نه بجای اسم( ضمیر) بکار می روند و در این صورت مرجع معینی ندارند که مبهمات خوانده می شوند. مثال: همی بنگریند این به آن، آن به این /  که کینه به دلشان نبد پیش از این

4-3- موصول

 موصول چنانچه از اسمش پیداست کلمه ایست که قسمتی از جمله را به قسمت دیگرهمان جمله پیوند می دهد. موصول بر دو گونه است:  که و چه. معمولا قبل از موصول یکی از کلمه های هر- این – آن آورده میشود:

هر آن که جانب اهل وفا نگهدارد/ خداش در همه حال از بلا نگهدارد

هر که خواهد گو بیا و هر چه خواهد گو بکن/  کبرو ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست

هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست/ ورنه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست

بهرام که گور می گرفتی همه عمر/ دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

4-4- مبهمات

مبهمات کلماتی هستند که کسی یا چیزی را به ابهام بیان نمایند و مانند ضمیر آنرا جانشین اسم قرار می دهند. مبهمات مشهور از این قرارنند: هرکه- فلان- بهمان- کس- کسی- کسانی- دیگری- بس- بسی- چند- بعضی- هیچ- هر- همه. به این مثالها توجه فرمایید: هرکه با داناتر از خود بحث کند تا بدانند که داناست، بدانند که نادان است. دو کس رنج بیهوده بردنند و سعی بی فایده کردند: یکی آنکه اندوخت و نخورد و دیگری آنکه آموخت و نکرد. به وفاداری من نیست در این شهر کسی/ بنده ی همچو مرا هست خریدار بسی. به در سرای عضدالدوله رو فلان خادم را بخوان و این نبشته بدو ده که فلانی فرستاده است.

4-5- ادوات پرسش یا استفهام

ادوات پرسش یا استفهام، کلماتی هستند که برای سوال و پرسش بکار می روند. رسم بر این است که هنگام نوشتن، در آخر جمله ی پرسشی علامت پرسش(؟) قرار می دهند. این ادوات عبارتند از:

که: برای انسان - نا امیدم مکن از سابقه ی لطف ازل / تو پس پرده چه دانی که، که خوب است و که زشت؟

چه: برای غیر انسان - عمر گرانمایه در این صرف شد / تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا؟

کو: منم عزیز خرابات، پیر کنعان کو / که بوی یوسف خود بشنود ز پیرهنم؟ یا:

 کو صبر، کدام دل، چه می گویی تو؟/  یک قطره ی خون است و هزار اندیشه

کجا: درمورد مکان- گرم تو در نگشایی کجا توانم رفت؟ / بر آستان که بمیرم برآستان ای دوست؟

کدام- کدامین: در موقع شک و تردید- کدامین عشق کدامین با وفایی؟ / که این در قلب مهرویان نباشد

مستم کن آنچنان که ندانم زبیخودی / در عرصه ی خیال که آمد؟ کدام رفت؟

چون: مانند: فکر بلبل همه آنست که گل شد یارش/ گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش؟

چرا: درمورد علت وسبب: دوستان عیب کنندم که چرا دل بتو دادم/ باید اول به توگفتن که چنین خوب چرایی؟

کی: در مورد زمان: تو کی به دولت ایشان رسی که نتوانی/  جز این دو رکعت و آنهم به صد پریشانی؟

مگر وهیچ: در مورد انکارویا تاکید( ولی این دو کلمه جز ادوات پرسش حقیقی نیستند): مگر آدمی نبودی که اسیر دیو گشتی؟ هیچ می دانی که چقدر برایت نگرانم؟

مگر امسال زهر خانه عزیزی گم شد؟

نکته

اقسام که و چه: که و چه سه قسم می باشد:

1- که و چه موصول: در این حالت که و چه قسمتی از جمله را به قسمت دیگرهمان جمله وصل میکند:

یکی را که در بند بینی مخند/ مبادا که نا گه در افتی به  بند

2- که و چه ربط : در این حالت که و چه دوجمله را بهم پیوند یا ربط می دهند:

خواهی که رهی به کوی تحقیق بری/ چون اهل حق از جدال می باش بری

با اهل خدا نشین و با ایشان باش/ باشد که مگر به بال ایشان بپری.  

3- که و چه استفهام: بحالت پرسشی بیان می شود:

من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

5- عدد

عدد به کلمه ای گفته می شود که برای شمارش یا ترتیب و یا تقسیم افراد یا اشیاء بکار می رود. کلمه ای که عدد برای آن آورده می شود معدود نام دارد. مانند:

دو کودک ز پشت کس دیگرند       نه از پشت شاهند و زین مادرند

دو عدد و کودک معدود آن می باشد.

سخن در پرده می گویم چو گل از غنچه بیرون آی/ که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

معمولا رسم بر این است که عدد را پیش از معدود می آورند ولی گاهی به ضرورت این قاعده رعایت نمی شود، مثال: گزین کرد از آن نامداران سوار//دلیران جنگی ده ودو هزار(یعنی دوازده هزار دلیرجنگی)

در زبان فارسی برخلاف زبانهای دیگرعدد با معدود مطابقت نمی کند، یعنی اگرعدد جمع باشد باز هم معدود بصورت مفرد آورده می شود، مثال: یک دانش آموز-هزار دانش آموز- صد گل. در حالیکه در زبانهای دیگر(مثلا انگلیسی وعربی)چنین نیست.

5-1- اقسام عدد

- اعداد اصلی: و آن 20 کلمه می باشد: یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه، ده، بیست،  سی،  چهل، پنجاه، شصت، هفتاد، هشتاد، نود، صد، هزار. بقیه اعداد از ترکیب این اعداد اصلی بدست می آیند.

- اعداد ترتیبی: عدد ترتیبی یا وصفی آن است که برای ترتیب معدود بکار برده می شود. مانند: نخست(نخستین)، اول، دوم، دومین، چهارم ،  چهارمین،  ...

اول بنا نبود که سوزند عاشقان / آتش به جان شمع فتد کاین بنا نهاد.

اعداد ترتیبی را می توان پیش یا پس از معدود آورد. مانند: نخستین روز، روز نخستین، درس نخستین،

- اعداد کسری: عدد کسری آنست که قسمی از عدد اصلی را بیان می کند، مثال: پنج یک، ده یک، هزار یک، که گاه بصورت ترتیبی هم می خوانند: یک پنجم، یک دهم، یک هزارم

- اعداد توزیعی: عدد توزیعی آنست که معدود خود را بطور مساوی تقسیم کند، مثال: یک به یک، یکا یک، ده تا ده تا، دوتا دوتا، سه تا سه تا

مثال: دست بر نبضش نهاد و یک به یک//  باز می پرسید از جور فلک

گاهی اوقات به اعداد اصلی پسوند گان می افزایند و آنرا به عدد توزیعی تبدیل مینمایند. مانند: یگان، دهگان، صدگان. 

نکته

 چند، چندی، چندین، چندان، عدد مبهم ونا معلومی را بیان می کنند، مثال: سنگی به چند سال شود لعل پاره ای// زنهار تا به یک نفسش نشکنی به سنگ.  از نیمه شب چندی گذشته بود//اما نه خواب بود و نه آرامش خیال// فکرم بسوی سخنهای مادرم// می رفت تا که بجوید حقیقتی

نکته

 قدما فقط اعداد ترتیبی را وصفی دانسته بودند اما همانگونه که گفتیم اکنون اعداد را بطور کلی در دسته صفات قرار داده اند و آنها را صفت شمارشی نامیده اند وهمینگونه ادوات استفهام را نیز درردیف صفتها قرار داده اند و آنها را صفت پرسشی نامیده اند.

--------------------------

dramay.blogfa.com



دیدگاه مخاطبان ()
» <خانه ویرایش> ( ..... )
<      1   2   3   4      >
»» فهرست یادداشت‏ ها

4شیوه بین المللی آدرس دهی مقالات
تفریغ بودجه یا تفریق بودجه؟
تایپ10 انگشتی: معرفی
معنای واژه ها
کانیو + معنا
فایل برابرهای فارسی واژگان بیگانه
ساخت پاورپوینت پذیرفته می‏شود
نیم‎فاصله
تهیه پاورپوینت
خدمات خانه ویرایش و نگارش
نکاتی درباره ویرایش از استاد موگهی
ترجمه فارسی انگلیسی اردو فرانسه ایتالیایی
برابر برخی واژه های سینما و تئاتر 2
برابر برخی واژه های سینما و تئاتر1
معنای واژه
[همه عناوین(63)][عناوین آرشیوشده]

>> بازدید امروز: 31
>> بازدید دیروز: 95
>> مجموع بازدیدها: 148686
» درباره من

خانه ویرایش و نگارش
احمد رمضانی
خانه ویرایش و نگارش 288-1515-0919 gt.adineh@gmail.com 09191515288

» فهرست موضوعی یادداشت ‏ها
ویرایش[22] . ویراستار[9] . اساتید ویرایش[7] . ویراستاری[5] . دستور زبان فارسی[4] . ویرایش فنی(صوری)[4] . ویرایش زبانی-ساختاری[4] . دستور خط فارسی[2] . بازنویسی[2] . مشاغل خانگی[2] . معاصم . معرفی مرکز . معرفی کتاب . معنای لغت . منابع مطالعاتی ویرایش/ویراستاری . نرخ نامه . نقدکتاب . نگارش . نمونه خوانی . نیم‌فاصله . پاورپوینت . پرورش مطلب . تعریف دستور خط فارسی . تلخیص کتاب . خلاصه نویسی . انواع ویرایش . آموزش . آموزش مجازی . ویرایش صوری . ویرایش فنی . ویرایش محتوایی . ویرایش نگارشی . کارمزد . دعوت به همکاری . زرتشتی . زردشتی . ساخت پاورپوینت . سیر مطالعاتی ویراستاری/ ویرایش . سیر مطالعاتی ویرایش و درست‌نویسی . ویرایش ادبی . ویرایش زبانی . ادبیات فارسی[-3] .
» بایگانی مطالب
کلیات
ویرایش فنّی (ویرایش صوری)
ویرایش زبانی - ساختاری
ویرایش تخصصی(علمی/محتوایی)
معرفی اساتید ویراستاری
معرفی کتاب و پایگاه های فضای مجازی
نقد و نظر-گفتگو
متفرقه

» نماد تارنما


» نشانی دوستان
جبهه مقاومت و بیداری اسلامی
•°•°•دختـــــــــــرونه هـــای خاص مــــــــــــن•°•°•
رضا صفری

» صفحات اختصاصی
سرای طنز

» نشانی دوستان


» طراح قالب