سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

خانه ویرایش و نگارش / خانه کتاب

Edit,s & writ,s home ویراش، نگارش، نشر کتاب، چاپ کتاب، طراحی جلد، ویراستاری، تایپ، صفحه‎‌آرایی، نمونه‌خوانی، پخش
نظر

بخش‌بندی ادبیات بر پایه? شیوه? بیان[ویرایش]

ادبیات را از دیدگاه شیوه? بیان و شکل ظاهری می‌توان به دو دسته? کلی نظم و نثر تقسیم کرد، که هر کدام از آن‌ها شامل بخش‌های کوچک‌تری هستند.

شعر (سروده)[ویرایش]

شعر، چامه یا چکامه، بر پایه? دیدگاه‌های سنتی، سخنی است موزون و خیال‌انگیز که دارای قافیه است، اگر چه برخی، قافیه را از شرایط شعر نمی‌دانند. نگارش شعر به صنایع و آرایه‌های ادبی متکی است. صنایعی چون تشبیه، مراعات نظیر و استعاره و…؛ وزن اشعار ممکن است شامل الگویی از تکیه‌ها (وزن تکیه‌ای) یا الگویی از هجاهای ناهم‌طول بوده (وزن عروضی) یا از قافیه استفاده نکند. توصیف‌ناپذیری شعر در ذات آن قرار دارد و به سختی می‌توان تعریفی جامع برای آن یافت، به ویژه آن‌که با دگرگونی‌های شعر و سبک سرایش در گذر زمان، تعاریف سنتی دیگر کاربرد گذشته? خود را ندارند و جوامع، تعاریف مدرن‌تری از مقوله‌های گوناگون هنر و ادبیات ارایه داده‌اند.

سرایش شعر، سابقه‌ای طولانی نزد انسان‌ها دارد و یکی از کهن‌ترین گونه‌های ادبی در جهان به شمار می‌رود: نخستین نمونه‌های ادبی شناخته‌شده حماسه? سومری گیلگمش (2700 پیش از میلاد)، بخش‌هایی از انجیل، آثار به جا مانده از هومر (مانند ایلیاد و اودیسه) و حماسه‌های هندی رامایانا و مهابهاراتا هستند.

نثر (نوشتار)[ویرایش]

نثر نوعی نگارش است که به هیچ گونه ساختار شکلی (به جز دستور زبان ساده) پایبند نیست؛ در متون منثور، اجباری در زیبا گفتن یا استفاده از واژگان زیبا وجود ندارد. با این حال نثر را نیز می‌توان به شکل زیبا نوشت، اما در این گونه? ادبی از شکل ظاهری واژه‌ها (وزن یا واج‌آرایی) استفاده? کمتری می‌شود و به جای آن‌ها از سبک، جایگذاری یا گنجاندن تصویر سود برده می‌شود. با این وجود نمی‌توان به دقت تمایز نثر با شعر را مشخص کرد. برای مثال در سجع که خود نوعی نثر است، در پایان دو جمله که به دنبال هم می‌آیند باید دو واژه? یکسان یا هم‌وزن آورده شود. این حالت، نوعی وزن و زیبایی شاعرانه به متن منثور می‌دهد.


نظر

تاریخچه ادبیات

یکی از کهن‌ترین آثار ادبی شناخته شده در جهان، حماسه? گیلگمش است. بسیاری از پژوهش‌گران، گیلگمش را نخستین حماسه بشری می‌دانند.[14] این اثر ادبی که تاریخ نگارش آن را سال 2700پیش از میلاد می‌دانند موضوعاتی چون قهرمانی، دوستی، شکست و جستجو به دنبال زندگی ابدی را شامل می‌شود. در هر دوره? تاریخی یکی از گونه‌های ادبیات برجسته می‌شود. نخستین آثار ادبی بیشتر دارای جنبه‌های پیدا و پنهان مذهبی‌اند و ریشه? تعلیمی نیز همین منابع هستند. سرشت نامتعارف آثار رمانتیک پس از قرون وسطی رشد پیدا کرد در حالی که عصر روشنگری باعث بروز حماسه‌های ملی و آثار فلسفی شد. رمانتیسم بر ادبیات عامیانه و مسائل عاطفی تأکید می‌کرد و به این گونه بود که در سده 19 میلادی راه را برای ظهور رئالیسم و ناتورالیسم که در پی کشف مصادیق واقعیت بودند باز کرد. سده 20 میلادی نیاز به سمبولیسم یا بینش روانی در توصیف و توسعه شخصیت را با خود آورد.


نظر

تعریف ادبیات[ویرایش]

ادب واژه‌ای است معرب از فارسی.[2] این واژه از دیدگاه واژه‌شناسان به معنی ظرف و حسن تناول آمده‌است.[3] برخی نیز در فارسی، ادب را به معنی فرهنگ ترجمه کرده‌اند و گفته‌اند که ادب یا فرهنگ همان دانش است.[4] به از دیگر معانی واژه? ادب می‌توان به هنر، حسن معاشرت، شیوه? پسندیده، با سخن اشاره کرد؛ اما ادب در اصطلاح، نام دانشی است که قدما آن را شامل این علوم دانسته‌اند: لغت، صرف، نحو، معانی، بیان، بدیع، عروض، قافیه، قوانین خط، قوانین قرائت که بعضی اشتقاق و انشاء راهم بدان‌ها افزوده‌اند.[5]

البته دیدگاه ادبای قدیم درباره? معنی اصطلاحی «ادب» کمی مختلف است. بعضی آن را فضیلت اخلاقی،[6] برخی پرهیز از انواع خطاها[7] و برخی آن را مانند فرشته‌ای دانسته‌اند که صاحبش را از ناشایستی‌ها بازمی‌دارد.[8]

اما علم ادب (ادبیات) یا سخن‌سنجی یا در دیدگاه پیشینیان اشاره داشته‌است به دانش آشنایی با نظم و نثر از جهت درستی و نادرستی و خوبی و بدی و مراتب آن.[9] اما برخی ادیب را کسی می‌دانستند که عالم بر علوم نحو، لغت، صرف، معنی، بیان، عروض، قافیه و فروع باشد و برخی خط، قرض‌الشعر، انشا، محاضره و تاریخ را هم جزو آن‌ها دانسته‌اند.[10] و در ایران تا سده? پیشین صفت ادیب را برای کسی به کار می‌بردند که به زبانهای فارسی و عربی و علوم مربوط که به آنها اشاره شد مسلط و در سخن ماهر در استفاده از آنها بود. مانند ادیب الممالک فراهانی و ادیب نیشابوری.[11] جرجی زیدان در اینباره می‌نویسد:

«علم ادب در اصطلاح علمای ادبیت مشتمل بر اکثر علوم ادبیه است از قبیل: نحو، لغت، تصریف، عروض، قوافی، صنعت شعر، تاریخ و انساب؛ و ادیب کسی است که دارای تمام این علوم یا یکی از آن‌ها باشد و فرق مابین ادیب و عالِم آن است که ادیب از هر چیزی بهتر و خوب‌ترش را انتخاب می‌نماید و عالم تنها یک مقصد را گرفته در آن مهارت می‌یابد.»[12]

مردم غالباً بین ادبیات و آثار مکتوب دیگر تفاوت قائل می‌شوند. اصطلاحات «تخیل ادبی» و «شایستگی ادبی» غالباً به منظور تشخیص آثار ادبی از یکدیگر مورد استفاده قرار می‌گیرند. مثلاً تقریباً تمام انسان‌های باسواد دنیا آثار چارلز دیکنز را در زمره? «ادبیات» تلقی می‌کنند در حالی که برخی از منتقدین، آثار جفری آرچر را شایسته? گنجانده شدن تحت عنوان «ادبیات انگلیسی» نمی‌دانند. گاهی اوقات ممکن است منتقدان برخی از آثار را به دلایلی همچون سطح پایین دستور زبان و نحو، داشتن خط داستانی باورنکردنی یا گسیخته یا داشتن شخصیت‌های متناقض یا غیرقابل‌باور از زمره? آثار ادبی حذف کنند. اما باید گفت که مفهوم واژه? ادب و ادبیات نیز همانند همه? پدیده‌های دیگر در طول زمان یکسان نمانده و دستخوش تحول گردیده‌است. بیشتر اقوام قدیم جهان، هم‌چون یونانیان، ادب را فقط به معنی و مفهوم شعر به کار می‌برده‌اند و علوم ادبی، نزد آنها علم شعر بوده‌است و بس.[13]


نظر

ادب یا ادبیات عبارت است از آن‌گونه سخنانی که از حدّ سخنان عادی، برتر و والاتر بوده‌است و مردم، آن سخنان را در میان خود، ضبط و نقل کرده‌اند و از خواندن و شنیدن آن‌ها دگرگون گشته و احساس غم، شادی یا لذّت کرده‌اند.[1] در باور همگانی ادبیات یک تیره یا ملت برای نمونه مجموعه متن‌هایی است که آثار ماندگار و برجسته پیشینیان آن تیره و ملت را تشکیل می‌دهند. یکی از طبقه‌بندی‌های مشهور و پرکاربرد متن‌های ادبی، طبقه‌بندی دوگانه‌ایست که بر اساس آن متن‌ها به دو گونه? اصلی شعر و نثر تقسیم می‌شوند. این طبقه‌بندی سنت دیرینه‌ای در سخن شناسی، زبان فارسی و ادبیات جهان دارد. سخنوران و فیلسوفان از دیرباز در پی پررنگ کردن خط ظریف میان این دو و ارایه تعریفی فراگیر و تمیزدهنده از شعر و نثربوده‌اند.


نظر

ادبیات چیست؟

  ادب، دانشی است که قدما آن را شامل علوم لغت، صرف، نحو، معانی، بیان، بدیع، عروض، قافیه، قوانین خط و قوانین قرائت می باشد. به دانشی که متعلق به ادب است، ادبیات گفته می شود. ادبیات جمع "ادبیه" است که امروزه جمع "ادب" نیز محسوب می شود.[i] واژه "ادبیات" اصطلاحی است که برای علومِ ادبی یا آثارِ ادبی استفاده می شود.

 

اکثر متخصصان ادبیات بر این باورند که عناصرِ اصلی ادبیات "تخیل، احساس، معنا و اسلوب" می باشند. اما نظر من خلاف این است. من تصور می کنم که معنا و اسلوب جزء عناصرِ لاینفکِ ادبیات هستند. اما ادبیات می تواند عناصرِ تخیل و احساس را نداشته باشد. همانطور که می دانیم ادبیات تعلیمی ادبیاتی است که در دانشگاه ها دانشجویانِ تمام رشته ها باید بخوانند مانند ادبیات دارویی، ادبیات کامپیوتر و از این دست. می دانیم که این نوع از ادبیات دارای عنصرتخیل و احساس نیست به همین دلیل فکر می کنم که دو عنصرِ معنا و اسلوب دو عنصرِ اصلی در ادبیات محسوب می شود. اسلوب هم عنصری است که قابل حذف نیست. هر قدر که روش های متنوع برای بیان احساسات و افکار به کار رود باز هم اسلوبی دارد. حتی اگر آن اسلوب را هیچ کجا قبلا ندیده باشیم و به نظرمان عجیب بیاید. از نظرِ من معنا است که بر یک قطعه ادبی ارزش می گذارد و می تواند آن را ماندگار کند.

 

شکل های رایج ادبیات دو شکل نثر و نظم (شعر) می باشد. اما انواعِ ادبیِ به چهار دسته حماسی، نمایشی، غنایی و تعلیمی تقسیم می شود. تفاوت اشکالِ ادبی با انواع ادبی در این است که اشکالِ ادبی ظاهر آن قطعه ادبی را مشخص می کند. اما انواع ادبی باطن و در واقع، متنِ قطعه ادبی را موردِ ارزیابی قرار می دهد. من فکر می کنم که شکلِ رایج ادبیات می تواند نثر باشد. زیرا که نوشتنِ نثر راحت تر است و افراد بیشتر به این شکل خو گرفته اند. دلیل دیگر می تواند این باشد که نوشته های نثر نسبت به نوشته های نظم، کمتر به تخیل و احساسات احتیاج دارند.

 

دکتر عبد الحسین زرین کوب در تعریف ادبیات می گوید "به طور کلی ادبیات آنگونه سخنانی است که از حد سخنان عادی برتر و والاتر بوده و مردم آن سخنان را در خور ضبط و نقل دانسته اند و از شنیدن آنها دگرگون گشته اند و احساس غم و شادی یا لذت و الم کرده اند."[ii] من احساس می کنم که این تعریف یکی از تعاریف جامع و کامل از ادبیات می تواند باشد. از آنجایی که پیشتر گفتم ادبیات به سخنانی گفته می شود که معنا و مفهومی در آنها نهفته باشد و این معنا و مفهوم باید به شکلی بیان شود که جذاب و و تأثیر گذار باشد.

 




[i]  فرهنگ نامه معین

[ii]  نقد ادبی، عبدالحسین زرین کوب، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1373


تعریف ادبیات + ادبیات در لغت

 

فرهنگ فارسی عمید:

 1. (ادبی) مجموعه آثار مکتوب منظوم یا منثور که بیانگر عواطف است.

2. علومی که مربوط به ادب باشد و دربار? مسائل ادبی گفتگو کند.

 

دیکشنری:

literature

 

•            

ادبیات

لغت‌نامه دهخدا

ادبیات . [ اَ دَ بی یا ] (ع اِ) دانشهای متعلق با?دب . علوم ادبی . || آثار ادبی .

 

•            

ادبیات

فرهنگ فارسی معین

(اَ دَ یّ) [ ع . ] (اِ.) آثار ادبی ، علوم ادبی . ؛ ~ تطبیقی مطالعة ادبیات به شیوة فرامرزی . ؛ ~ کلاسیک مجموعة آثار با ارزش باقی مانده از سخنوران و نویسندگان کهن هر ملتی . ؛ ~ ِ شفاهی مجموعة آثار فرهنگی رایج در بین مردم اعم از چیستان ها، متل ها،...

 

•            

ادبیات

فرهنگ فارسی عمید

(اسم) [عربی: ادبیّات، جمعِ ادبیَّة] "adabiy[y]?t 1. (ادبی) مجموعه آثار مکتوب منظوم یا منثور که بیانگر عواطف است.2. علومی که مربوط به ادب باشد و دربار? مسائل ادبی گفتگو کند.

 

•            

ادبیات

واژگان مترادف و متضاد

ادب، داستان، رمان، شعر، فرهنگ

 

•            

ادبیات

فرهنگ واژه‌های سره

فرهنگ

 

•            

ادبیات

دیکشنری فارسی به عربی

ادب

 

 

 


APA

یداله پور, محمد هادی, خرمی, مرتضی, حسینی, سیده فاطمه. (1393). موعودگرایی در قرآن و عهدین. سراج منیر, 5(14), 35-66.

MLA

محمد هادی یداله پور; مرتضی خرمی; سیده فاطمه حسینی. "موعودگرایی در قرآن و عهدین". سراج منیر, 5, 14, 1393, 35-66.

Harvard

 

   یداله پور, محمد هادی, خرمی, مرتضی, حسینی, سیده فاطمه. (1393). "موعودگرایی در قرآن و عهدین", سراج منیر, 5(14), pp. 35-66.

vancouver

یداله پور, محمد هادی, خرمی, مرتضی, حسینی, سیده فاطمه. موعودگرایی در قرآن و عهدین. سراج منیر, 1393; 5(14): 35-66.